تبليغاتX
طلوع - نوای عشق

طلوع
جدایی را نمیخواستم خدا کرد _ نمیدانم کدام بیکس دعا کرد


 

 

کوه باشی صخره هایت می شودم

اشک باشی دیدگانت می شوم

رود باشی چشمه سارت می شوم

دوست باشی دوستدارت می شود 

 

 

خدا حافظ همین حالا،همین حالا که من تنهام


خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام


خداحافظ کمی غمگین،به یاد اون همه تردید


به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید


اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است


نه اینکه می­شه باور کرد دوباره آخر جاده است


خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها


بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه ، رختخواب خريد ولي خواب نه 

ساعت خريد ولي زمان نه ، مي توان مقام خريد ولي احترام نه 

مي توان  کتاب خريد ولي دانش نه ، دارو خريد ولي سلامتي نه   

خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد ، ولي عشق را نه!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 12:28 توسط محمد موسی جاغوری |